نگاشته شده توسط: naturedasht | مارس 16, 2009

مدیریت پرتقالی

دیروز با خواهرم تلفنی صحبت میکردم. می‌‌گفت کتابی رو که ۱-۲ سال پیش خریده بوده هزارو پونصد تومن، الان دیده که شده ده هزار تومن. بقیه ی چیز‌ها هم  قس علی‌ هذا. از این طرف، من دیشب یه کتابیو از سانتامونیکا خریدم، شد چهارده دلار، که اگه کارت عضویت داشتم ده درصد هم تخفیف میخورد بهش. ظاهرا تو ایران مردم خریدشون با قیمت آمریکا یکیه، و در‌آمدشون یک پنجم اینجا و بلکه کمتر. و ما در‌بارهٔ گامبیا، یا موزامبیک صحبت نمی‌کنیم. قصه، قصهٔ کشوریه که «فعلا» سومین دارنده ی نفت و دومین دارندهٔ گاز دنیاست. اما اینجا ظاهرا از قضیهٔ «دارندگی برازندگیست»، خبری …بگید…نیست! وقتی‌ با پول نفت ۱۵۰ دلاری با مدیریت کشور -در حد تیم ملی‌-، پرتقال و جانماز چینی‌ وارد بشه، چه انتظاری بهتر از این وضع پریشان و اسف بار…kerme-ketab

یه نکته ی جالب فراجناحی که هست، اینه که از لحاظ فرهنگی‌ هیچ ارزشی برای «مدیریت» وجود نداره. زمانی‌ که من در ایران در شرکتهای خودرو سازی کار میکردم، با اینکه این صنعت مثلا از پیشروترین صنايع کشور بود، ولی‌ تقریبا تمام مدیران ارشد مهندس بودن… به عنوان نمونه مدیرعامل ایران خودرو که دیگه قرار بود آخرش باشه، پی-اچ‌-دی در مهندسی داشت، و نه بیزنس، یا حداقل تلفیقی از اینها….کسی‌ هم به اون صورت به وجود متخصص در زمینه ی بازار یابی‌، یا مشتری، و از این قبیل احساس نيازنمیکرد . و همین باعث میشد که تو مناقصه‌ها و رقابت‌های بین‌المللی کم بیارن.

اینجا اما، حتی دانشگاه‌ها رو هم به چشم یه بنگاه اقتصادی نگاه می‌کنن، که باید درامد زا باشن، و مستقل. حال ما تو ایران ترجیح میدیم هرچیزی مجانی‌ باشه و برای حضرت عباس، و اگه یه فرد استثنایی مثل شهرام جزایری یا کرباسچی ، خواست کار اقتصادی با بازده کنه قطعا کلاهبرداره و دمش باید قیچی بشه ….بی‌ برنامگیهای موجود هم بی‌ تاثیر از این فرهنگ نادرست نیست.

mismng1دانش مدیریت یه علمیه که باید مثل مهندسی یا طب آموزش جدی داده بشه و سالها درش کار تخصصی انجام بشه، نه اینکه با سعی‌ و خطا بخوایم بی‌ دانشی در اون زمینه رو جبران کنیم و فکر کنیم همه چی‌ حل… این شاید همون چیزی باشه که یهودی‌ها رو از بقیه متمایز کرده، و همینطور به نسبت جوامع غربی رو از جوامع درونگرایی مثل کشور ما که هنوز اشعری گری و رگه‌های دنیاگریزی درون دیده می‌شه و برداشت عمومی‌ از عرفان و اشراق در حد «کاردنیا رو به دنیادوستان وانهادن» خلاصه می‌شه.


پاسخ

  1. بالاخره چشم ما به جمال وبلاگ شما روشن شد… در مورد این پست که باید بگم جانا سخن از زبان ما میگویی.. از ب بسم الله هیچ کس اون جایی که باید باشه نیست. آخوند جای استاد دانشگاه، مهندس جای دلال، دلال جای مدیر، مدیر جای مستخدم، مستخدم جای رییس جمهور…

  2. حق با شماست،…البته، توهین به قشر زحمتکش مستخدمین نباشه…:)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.